محمد سبحانمحمد سبحان، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

برای پسرم

کوتاه کردن موی نی نی

چند وقت پیش من و شوهرم تصمیم گرفتیم موهای سبحان جونو کوتاه کنیم اخه بغل گوشاش خیلی بلند شده بود و سیخ سیخ میریخت روی گوشش و زشت بود این شکلی : ولی چشمتون روز بد نبینه پدره مونو دراورد ما هم بی تجربه نمی دونستیم اگر بخوابه راحت تره بچه بیدار و هوشیارو می خواتسم موهاشو بزنیم با حرکت قیچی اونم سرشو تکون میداد و قیچی رو دنبال می کرد ببینه این چیه و کجا میره . خلاصه از بس شعر و قصه خوندم و جیغ جیغ کردم که حواسش پرت شه صدام گرفت.  بعد یهویی دیدیم واااااااااااااااااای همه جاش مویی شده حالا چی کار کنیم  من به شوهرم گفتم من تا حالا حمومش نکردم مامانم حمومش میکنه شوهری بااعتماد به نفس گفت خودم بلدم فک کن دو نفری می خواست...
30 مرداد 1393

واکسن دو ماهگی

سه شنبه رفتم واکسن دو ماهگی نی نیمو زدم. هپاتیت سه گانه و فلج اطفال.  هپاتیتو به پای چپش زدن و سه گانه رو به راست این سه گانه هه خیلی درد داشت پدر بچمو در اورد. خود خانمی که اون جا هم بود گفت. گفت اول کمپرس یخ بعد کمپرس اب داغ. ولی مامانم به حرفش نکرد  اومدیم خونه تا صبح نی نی رو قنداق کردیم و صبح نی نی خوبه خوب شده بود هم ورم پاش خوابیده بود و هم وقتی قنداقو باز کردیم برای خودش پا می زد.  همون روز واکسن تب کرد و بی قرار بود تا دو ماه دیگه از واکسنو امپول خبری نیست نی نی جونم ولی تا چشم به هم بزنی میاد و باید باز بری واکسن بزنی ولی شما هم اگر به نی نی هاتون واکسن زدین قنداق بهترین کاره واسه من که جواب داد ...
30 مرداد 1393

گریه نی نی تو حموم

اولا که نی نی رو می بردیم حموم یعنی تا زیر یک ماه اینقدر تو حموم اروم بود که هی دوست داشتی بشوریش به طوریکه وقتی از حموم می یومد نی نی کم خواب من 3 ساعت می خوابید خسته خسته شده بود ولی حالا...... می بریمش حموم همین که وارد حموم میشه خودشو جمع می کنه و سفت بعدشم بنای گریه رو میزاره الان گریه گریه گریه تا وقتی که حوله رو سرش بیفته  الان یک تجربه ای که بدست اوردم این بود که اول باید اب و کم کم بریزی روش و بعد اینکه وانو پر کنی و دوشو ببندی چون از صدای اب می ترسه  این کارا یکم ارومش می کنه ولی اون کاره خودشو می کنه یعنی گریه و من کار خودمو یعنی شستن یه جا شنیدم که می گفتن حموم برای رشد کودک خوبه نمی دونم واقعیت داره ی...
21 مرداد 1393

زایمان طبیعی

به نظر من تو کشور ما زایمان طبیعی مساویست با یک عمر بدبختی و ترس از دوباره باردار شدن و زایمان کردن من یکی که اگر دوباره باردارشم دیگه طبیعی زایمان نمی کنم با اینکه مثلا خیر سرم دکترم باتجربه بود و کلی سن ازش گزشته بود ولی بازم مثل ماماهای بی تجربه رفتار کرد و به من زمان نداد تا خودم امادگی زایمان پیدا کنم و بهم امپول فشار زد اونم دو واحد!!!!!!!!!!!!!!!! الانم هزارتا درد و مرض گرفتم که روم نمیشه بگم 5 ماه از من قبل تر خواهر شوهرم سزارین کرد راحته راحت . دوران استراحتشم از من سرحال تر بود سر 10 روزم رفت خونه خودش ولی من تا 25 روز مهمون مامانم بودم چون هنوز از درد بخیه هام نمیتونستم بشینم. کاش حداقل مثل خارج شوهر ادم موقع زایما...
19 مرداد 1393

نی نی کم خواب من

نی نی من کمخوابه غرغروست  گریه هم میکنه الکی واسه خودش تازگی ها به این فهرست محسناتش بدسینگی هم اضافه شده ولی با همه این مشکلاتش وقتی صبح از بیخوابی دارم میمیرم و اون از ساعت 4 صبح بیدار و هه اون کارای بالا رو میکنه فقط کافیه با اون دهن بی دندونش بهم لبخند بزنه تا من همه چی یادم بره سبحان جونی دوست دارم مامانی کی میشه زبون باز کنی و مزد همه این بی خوابی هامو با یه مامان گفتن نصف و نیمه بدی ...
18 مرداد 1393

برفک دهان نوزاد

سلام دوستان چند وقت پیش بود که دهن نی نی من سفیده سفید شد یعنی روی زبونش کنارای لپش و روی لبش همه سفیدک بست بردیمش دکتر ، دکتر گفت طبیعیه به خاطر شیر مادرشه و هیچ دارویی نداد. بعد از یه مدت دیدم بد سینگی میکنه و شیر نمی خوره .  خواهرشوهرم که تازه اونم نی نی دارشده گفت این برفکه دهنشم به خاطر همین می سوزه و نمی تونه سینه بگیره خلاصه تو یه کتاب خونده بودم بهترین راه درمان برفک دهن جوش شیرینه. مامانم تا 10 روز جوش شیرین رو با اب ولرم مخلوط می کرد و با یه پارچه تمیز دهن نی نی طفلک منو میشست ولی بازم افاقه نکرد.  تا اینکه دکتر دارو گیاهی گفت شیرمامانش خیلی گرم شده باید سردی بخوره و همینطور به شستن دهن نی نی ادامه بدین ...
9 مرداد 1393

نی نی من این شکلیه

امروز می خوام چندتا عکس از نی نیم براتون بزارم اینجا نینیم تازه به دنیا اومده البته 2 روزشه شبی که اومدیم خونمون اینجا محمد سبحان عزیز مامان 5 روزشه این عکس مال هفته پیشه که رفته بود حموم  جیگری انگار حاج خانوم شده اینم اخرین عکسشه ...
5 مرداد 1393

به بدبختی زایمان کردم خخخخ

سلام دوست جونی ها  من یادم رفت از زایمانم براتون مطلب بزارم که پیرم کرد. روز 4شنبه 28 خرداد که دکترم تاریخ زایمان برام زده بود شده بود و طبق گفته دکترم که باید دردم می گرفت دردم نگرفته بود و همه استرس داشتند که چرا نیکی حالش اینقدر خوبه ؟؟؟ بالاخره ساعت 4 بود که رفتیم مطب دکترم و دکتر دوباره منو معاینه کرد و گفت چه جالب تو شرایط زایمانو داری ولی چرا دردت نگرفته؟؟؟ برو بیمارستان بستری شو که انشاالله تا شب زایمان می کنی با شوهرم و مامانم و کلی استرس رفتیم بیمارستان بنت الهدی و من در زایشگاه بستری شدم. همین که وارد زایشگاه شدم و خانمهایی که در حال درد یا خواب بودند رو دیدم بغض گلومو گرفت و گریه کردم. ماما اومد بالا سرم گف...
31 تير 1393

نی نی من یک ماهش شد

خدا جون شکرت  الان که دارم ابن مطلبو میذارم محمد سبحان عزیز مامان روی پامه و دارم هی تکون تکونش میدم که از خواب بیدار نشه اخه نینیم خیلی کم خوابه شاید در 24 ساعت 5 تا 6 ساعت بخوابه دکتر هم بردیمش دکتر گفت چون وزن گیریش خوبه اشکال نداره ولب دکتر به این توجه نکرد که منو باباش وزنمونو داریم از دست میدیم  مامانا اگر تجربه ای در این زمینه دارین راهنماییم کنید لطفا  
28 تير 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای پسرم می باشد